تبلیغات
آسمانی ها
کلید باغ شهادت


آقای ازغدی لابه لای صحبتشان خاطره ای تعریف کردند؛
" رفیقی داشتم که شهید شد، می گفت بچه ها در منطقه صندوق مشترکی داشتند، که هر کسی هر چه داشت در آن می ریخت و هر وقت هر چه لازم داشت از آن بر می داشت و کسی هم نمی پرسید که چه کسی گذاشت؟ چه کسی برداشت؟
من در حال و هوای جبهه و فرهنگ صلواتی بودم، در پشت جبهه و در دوران دانشجویی، در خوابگاه به هم اتاقی هایم پیشنهاد این کار را دادم، ولی همواره می دیدم که می باید چیزی بگذارم و یک بار هم چیزی نیست که من بردارم و دیدم آن روال فرهنگی که جبهه در ما به وجود آورده بود، در حال عوض شدن است!! و ما داریم عیــب پیدا می کنیم!! "


ما عیــب پیدا کرده ایم..
این روزها که شوق شهادت مجال اطاعت را از خیلی هامان گرفته، و گله می کنیم از بسته بودنِ " درِ باغِ شهادت " ، کلیدی به دستم دادند از امام باقر علیه السلام، که قفل دلم را باز کنم..
کافیست قفل و زنجیر از دل و دستم برگیرم، که در باغ شهادت را ارحم الراحمین محال است بسته باشد.


 می گویند کسی خدمت امام باقر علیه السلام رسید و گفت ( نقل به مضمون) : یاران و همفکران ما در کوفه تعدادشان زیاد است و ما منسجم و متشکّل هستیم و جمع خوبی تشکیل شده است، خلاصه آماده ایم که اگر صلاح بدانید مسلحانه با باند بنی عباس درگیر بشویم، ما آماده ایم و نیروهایمان را در کوفه و عراق برای نبرد مسلّحانه، سازماندهی کرده ایم تا حکومت را براندازیم و حکومت صالحی تشکیل شود.
امام باقر علیه السلام به ایشان می فرمایند: « اَیَجی ءُ اَحَدُکم اَلی کیسِ اَخیه فَیاخُذُ منها حاجَتَهِ؟! » بین شما آیا این مقدار روابط صمیمانه و انسانی و اعتماد و گذشت انسانی هست که اگر یکی از شما احتیاج داشت دست در جیب دیگری بکند و به مقدار نیاز –هر اندازه که نیاز داشت- بردارد و آن دیگری هیچ ناراحت نشود؟! آیا چنین روابطی بین شما جریان یافته که هر چه تو داری مال او و هر چه او دارد مال تو باشد؟! چنین هستید؟ می گوید: نه.  امام علیه السلام می گویند: « فَهُم بدمائِهم ابخل » آخر اینان که حاضر نیستند از مالشان برای یکدیگر بگذرند و تا به این حدّ نسبت به یکدیگر اعتماد ندارند و نسبت به مال ، این قدر بخیل هستند پس نسبت به جانشان حتماً بخیل ترند!!




"
+ نوشته شـــده در سه شنبه 25 تیر 1392ساعــت10:21 ب.ظ تــوسط مسافر آسمان | نظرات ()