گاز گرفتن مادر زن!
 

 گردان در اطراف سر پل ذهاب مستقر بود. با فر مان فرماندهی بنا شد در اطراف خیمه ها جان پناهی حفر شود. معمولا کانال را به جهت قبله می کندند تا مکانی امن برای راز و نیاز شبانه نیز باشد. آقا سیدعلی و آقا مرتضی که در شوخ طبعی در بین افراد گردان زبان زد بودند، مشترکاً مشغول حفر کانال بودند. با دیدن این صحنه این مصرع را  ذکر نمودم که : «کبوتر با کبوتر باز با باز »  فوراً آقا سیدعلی، جوان مجرد ۱۸ ساله بدون پیش زمینه در ادامه گفت : گرفت مادر زنم نا گه مرا گاز "





برچسب ها:طنز در جبهه،
"
+ نوشته شـــده در چهارشنبه 11 مرداد 1391ساعــت09:52 ق.ظ تــوسط مسافر آسمان | نظرات ()
ساخت وبلاگ در میهن بلاگ

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | اخبار کامپیوتر، فناوری اطلاعات و سلامتی مجله علم و فن | ساخت وبلاگ صوتی صدالاگ | سوال و جواب و پاسخ | رسانه فروردین، تبلیغات اینترنتی، رپرتاژ، بنر، سئو