میهمانی قهرمان های بی نشان

همه جای عالم رسم است تا چشم مردم به یک آدم معروف می افتد، دورش جمع میشوند و ابراز احساسات میکنند...

خیلی ها معتقدند امروز رسانه های تصویری حرف اول و آخر را در فضای جوامع می زنند.کافی است این رسانه ها بخواهند کسی را "چهره" کنند... تصاویرش را آن قدر با آب و تاب  به خورد مردم میدهند که همه آرزو کنند یک بار هم که شده او را از نزدیک ببینند، با او عکس یادگاری بگیرند، یا امضایی و یا حتی سلامی...

این جا نقطه ای از زمین است که حساب و کتاب های عالم مادی درست از آب درنمی آید! این جا مردم به استقبال کسی می روند که نه تنها تصویری از او ندیده اند،بلکه اصلا عکسی از او وجود ندارد که کسی در پی ثبت آن باشد!کسی که نه پست و مقامی دارد،نه اسم و رسمی! نه هنر پیشه و ورزشکار است!

اصلا دستی ندارد که بتواند امضایی به جا بگذارد؛بدنی ندارد که بشود کنارش ایستاد و عکس یادگاری گرفت...

این جا قواعد خودساخته ی دنیای مادی جواب نمی دهد،که اگر جواب می داد یا هنوز باید به اربابان خارجی شاه ملعون تعظیم می کردیم و یا هرروز در مقابل عکس صدام معدوم،سلام هیتلری می دادیم!

این جا نقطه ای از زمین است که مردمش حصرشعب ابی طالب را با جهاد بدر و خیبر خواهند شکست و هیمنه ی پوشالی شرق و غرب را با سجیل های ابابیل پیل افکن،به خاک سیاه می نشانند...

این جا جمل جواب نمی دهد،نهروان و صفین نیز.این جا صبح ها با عاشورا شروع می شود،شب ها با عاشورا به پایان می رسد؛روزها به عشق کربلا سپری می شود...

این جا  " ایران" است... امروزشهرهای  ایران ما میزبان80 شهید گمنام بودند...

 

 

آری راه حل همه ی مشکلات اقتصادی،سیاسی،فرهنگی و... این جامعه،تنها همین یک مشت استخوان است.

رایحه ی شهادت  که در شهر می پیچد،جان ها طراوتی دوباره می گیرد.دیگرکسی گوشش به بوق ماهواره ها بدهکار نیست!

چشم ها که به تابوت قهرمان های بی نشان می افتد،انا رجل های سیاسی کنار می رود و بارش رحمت اتحاد و همدلی،بار منیت های نفسانی را محو می سازد.

وقتی تابوت شهید بر شانه های شهر تشییع می شود،دیگر جایی برای هیاهوی مدعیان باقی نمی ماند.

یک مشت استخوان بی نام و نشان ،در سکوتی آرام بخش ،تیرگی دل ها را صیقل می دهد و زلالی فطرت ها را احیا می کند و به یادمان می آورند راهی را که انتخاب کرده ایم تمام سختی هایش چیزی جز زیبائی نیست و رنجش" اهلی من العسل " است.حب و بغض های شخصی که از دل ها زدوده می شود،مسیر حق،بهتر نمایان می شود.مسیر نورانی که گردش به چپ و راست در آن ممنوع است.طریقت این مسیر بر مبنای شریعت است.مقصد آن هدایت است و ره توشه اش حب ولایت.در کتاب نجات بخش ولایت ،هیچ صفحه ای با خط کوفی به چشم نخواهد خورد.شهدا صراط مستقیم رستگاری را این گونه پیمودند.

دوست عزیز؛معروفی؟ مشهوری؟دانشمندی؟کتاب زیاد خوانده ای؟حرف برای گفتن داری؟کلاست بالاست؟حقت بیشتر از این مقامی است که داری؟؟؟؟ هرچه و هرکه که هستی ،با خودت یکبار خلوت کن که اگر نسخه های خوش خط و نگار تو حیات بخش بود،وضع تو و مریدانت بهتر از این بود که هست.حالا بیا و همرنگ صداقت مردم،دلت را سنگ فرش قدوم میهمانانی کن

که حضورشان ، گرمی بخش واپسین روزهای پائیز دیارمان است.پشت تابوت شهدا می توان راه را پیدا کرد... میتوان خود را شناخت... میتوان به خدا رسید...

 




برچسب ها:شهید، تشییع80شهیدگمنام، شهدای گمنام، قهرمانان بی نشان،
"
+ نوشته شـــده در پنجشنبه 30 آذر 1391ساعــت01:31 ق.ظ تــوسط مسافر آسمان | نظرات ()
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Mobile Traffic | سایت سوالات