غربت پروانه ها....

غربت پروانه

همسایه بود با شهدا نوجوانى‏اش

با جنگ رفته بود تمام جوانى‏اش

با لاله‏ها رفاقت او امتداد داشت

مردى كه جبهه بود همیشه نشانى‏اش

دریاترین دلى كه دلم مى‏شناخت بود

پر بود از صفا سبد مهربانى‏اش

پیشانى‏اش طلیعه پرواز بود و صبح

شب بى‏خبر نبود زسوز نهانى‏اش

سوگند مى‏خورم كه نبود از خدا جدا

یك لحظه در فشردگى زندگانى‏اش

حسرت نصیب ماندن او بودم و شدم

حیرت دمیده از سفر ناگهانى‏اش

آقا، دلم زغربت پروانه‏ها پرست

چون ابر نوبهارم اگر مى‏تكانى‏اش

 




برچسب ها:شعر، شهید، غربت پروانه ها،
"
+ نوشته شـــده در شنبه 11 آذر 1391ساعــت01:43 ب.ظ تــوسط مسافر آسمان | نظرات ()
ساخت وبلاگ در میهن بلاگ

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | ساخت وبلاگ صوتی صدالاگ | سوال و جواب و پاسخ | رسانه فروردین، تبلیغات اینترنتی، رپرتاژ، بنر، سئو | Buy Website Traffic